پازل و اثرات آن
پازلها بخش مهمی از دوران نوجوانی و کودکی همه بوده است. در طول ماههای زمستان، میز نهارخوری ما اکثراً قاب بزرگ پازل را که با تکههایی کوچک از پازل پوشیده شده بود را روی خود نگه میداشت. من همراه با مادر و خواهر و برادرم مینشستیم و سعی میکردیم قطعه های مناسب پازل را پیدا کنم. البته این کار در دوران کودکی تا حدی خسته کننده بود، ولی تنها چیزی بود که باعث میشد فکر کنیم بزرگ شدهایم. مطمئن هستم که پازلهای خودم را داشتم و با آن مشغول میشدم ولی جنبه اجتماعی این کار یعنی نشستن با خانواده و درست کردن مشارکتی آن بود که احساس لذت میداد. حتی هم اکنون هم مادرم پازل دوست دارد و می چیند. او یک میز کار دارد که در اتاق نشیمن گذاشته است و پازلهایش را روی آن گذاشته است. وقتی به دیدنش میروم، پازلهایی را میبینم که تکمیل و درست شدهاند.
فرقی نمیکند در چه سنی باشیم، پازلها ابزار خوبی برای ذهن و مغز هستند. چیدن پازلها کنار هم مهارتهای شناختی را فراخوانی میکند و شرایطی برای مغز فراهم میکند تا مغز بتواند مسایل زیادی را حل کند.
- ادراک بصری: وقتی در تلاش برای مطابقت اشکال، رنگها و طرحهای پازل هستید، در واقع تمرینهایی را به قسمت لوب پس سری خود میدهید تا حل کند. وقتی در صدد پیدا کردن قطعه مناسب پازل از بین قطعات دیگر هستید در واقع در حال تقویت توانایی اسکن بصری خود هستید که در حقیقت برای تقویت استدلال فضایی هم مفید است.
- هماهنگی: چیدن قطعات پازل باعث ایجاد هماهنگی عملکرد چشم و دست میشود و مهارتهای حرکتی و چابکی را در افراد جوان و پیر تقویت کرده و بهبود میبخشد .
- تفکر انتقادی: گامهایی که برای درست کردن و تکمیل پازل برداشته میشود باعث ایجاد هماهنگی و ترکیب توالی عناصر، برنامهریزی، منطق، استراتژی و مهارت حل مساله میشود. این مهارتها نیاز به فعالیت قشر جلویی مغز دارد که در لوب جلویی است.
- حافظه: ممکن است درک نکرده باشید اما پازلها در واقع تمرینی برای حافظه کوتاه مدت وحافظه بصری شما هستند. این قطعات حافظه بطور منظم هنگامی که در صدد درست کردن و تکمیل پازل هستید، مورد استفاده قرار میگیرند.
