پازل ۲۰۰۰ تکه تراس در سنت آدرس اثر کلود مونه
ساخت ادوکا اسپانیا| ۲۰۰۰ تکه | ۹۶x68 سانتی متر
لوازم جانبی هم نیاز داری؟
چسب پازل و استند جعبه پازل از وسایل کاربردی برای چیدن و نگهداری پازل هستند، اگر مایل به سفارش بودید، توضیحات هر یک را بخوانید و به سبد خرید خود اضافه کنید




اثری بسیار زیبا از هنرمند نقاش امپرسیونیست ، کلود مونه ، اندازه اصلی اثر رنگ روغن روی بوم ۹۸٫۱x129.9 سانتی متر است. اصل تابلو در موزه متروپولیتن نیویورک بعد از حراجی کریستی در سال ۱۹۶۷ نگهداری می شود.
اوسکار-کلود مونه (به فرانسوی: Oscar-Claude Monet) (۱۴ نوامبر ۱۸۴۰ – ۵ دسامبر ۱۹۲۶) بنیانگذار نقاشی دریافتگری (امپرسیونیسم) فرانسوی بود. اصطلاح امپرسیونیسم از یک از نقاشیهای او با عنوان دریافتی از طلوع آفتاب گرفته شده است.
اوسکار-کلود مونه Oscar-Claude Monet
در پاریس متولد شد و در ژی ورنی زندگی اش پایان گرفت. در آکادمی سویس و مدرسهٔ هنرهای زیبای پاریس تحصیل کرد. با پیسارو، رنوار، سیسلی آشنا شد؛ با مانه و کوربه دیدار کرد. در سال ۱۸۷۴ (میلادی) نخستین نمایشگاه امپرسیونیستها بر پا شد؛ مونه تا سال ۱۸۸۲ در این نمایشگاه و نمایشگاههای بعدی شرکت جست. مجموعهٔ تابلوهای نیلوفرهای آبی را در سال ۱۸۹۹ آغاز کرد. از ۱۹۱۴ به بعد در دورهای طولانی به کشیدن چنین تابلوهایی پرداخت. در ۱۹۲۱ مجموعهای از کارهایش مورد قبول دولت واقع گردید و نارنجستان پاریس برای نگهداری آنها بازسازی شد.
مونه مهمترین نمایندهٔ دریافتگری به شمار میرود. آثار زیادی از وی به جای مانده و در بسیاری از نگارخانههای مهم دنیا از آنها نگهداری میشود.
مونه در ۲۰ سال پایانی عمرش از بیماری آب مروارید رنج میبرد که به نوبه خود باعث شد تا کارهای وی به دو دوره قبل و بعد از بیماری تقسیم شود.
تأثیر مونه بر ادبیات
کلود مونه در سال ۱۸۴۰ در ژی ورنی در هشتاد کیلومتری پاریس چشم به جهان گشود و دوران کودکی خود را در لو آور سپری کرد و در سال ۱۸۸۳به زادگاهش بازگشت وغیر از سفرهایی کوتاه که به لوهاور، نرماندی و هلند داشته است، بیشتر عمر خود را در ژی ورنی و پاریس به سر برده است و مشهورترین اثر او امپرسیون (طلوع ناگهانی خورشید) نام دارد که اسم سبک امپرسیون نیز از همین اثر که توسط یک منتقد به استهزا گرفته شده بود نامگذاری شده است. مونه در طول عمر خود با انسانهای مشهوری چون، آگوست رودن، گوستاو ژوفروآ، اکتاو میرابو، اوژن بودن، «ببر فرانسه» کلمانسو و ادگار دگا رابطهٔ صمیمی داشت و در طول زندگی ۸۷ سالهٔ خودش آثار زیادی خلق کرد و رویکردی جدید به ادبیات و هنر بخشید و شاید امپرسیونیسم جزء معدود اتفاقاتی باشد که گوی سبقت رااز ادبیات ربوده است.
امپرسیونیسم:در کتابهای مرجع تاریخ هنر مونه و مانه را پدارن سبک امپرسیونیسم دانستهاند، سبکی که در نیمه دوم قرن ۱۹، قرن روشنگری و نبوغ، قرن فلسفه و علوم جدید پا به عرصهٔ هنر گذاشت، همانطور که در رئالیسم ادبی از نقاشی این سبک در قرن ۱۷ وام گرفته و به نوعی سبک رئالیسم با پایههای نظری خود که بر گرفته از فلسفهٔ پوزیتویسم و رنسانس قرن ۱۶ بود. اساساً سبک رئالیسم (به خصوص در رمان) را پایه گذاری کرد.
سبک امپرسینیسم یک شبه زاده نشد و پایههای آن را میتوان در آرای هگل و نیچه و فلسفهٔ نسبی گرایی آنها دید. سبکی که بیش از هر سبک نقاشی از ادبیات مدرن و به خصوص داستان کوتاه و اشعار مدرنیستی وام گرفته و اما چرا و به چه دلیل میتوان گفت که سبک مدرنیسم در ادبیات خود را وام دار این سبک یا به نوعی این مکتب می داند. امپرسیونیسم هنری است شهری نه تنها به خاطر اینکه نقاشی را از دشت به شهر باز میگرداند، بلکه جهان رااز دریچهٔ چشم فرد شهر نشین مینگرد وبه برداشتهایی از برون القا شده با اعصاب خستهٔ انسان مدرن واکنش نشان می دهدو در واقع نقطه اوج رشدی را تشکیل میدهد که در آن عناصر پویا و زندهٔ تجربه مورد توجه قرار میگیرند و یکسره جهان بینی ایستای قرون وسطایی را منسوخ میسازد ومیتوان آن را استیلای لحظه بر بقا و تداوم و این احساس که هر پدیده یک منظومهٔ گذرا وتکرار نشدنی دانست که عبور دوباره نمیپذیرد، یعنی جهانی که پدیدههایش دائماً در جریان و تحولند ودر مقایسه تمامی هنرهای پیش از خود که همه هنرها نتیجه یک ترکیب بودند امپرسیونیسم را میتوان نتیجهٔ یک تجزیه دانست. برای این منظور ابتدا به تحلیل و بررسی بنیانهای نظری این سبک میپردازیم و به یقین از آثار کلود مونه آغاز میکنیم.
سبک امپرسیونیسم برگرفته از لغت impress به مفهوم تأثیر آنی و اثرگذاری در ذهن است و نقاشان این سبک معمولاً پشت به سوژه خود نقاشی میکنند یا به عبارتی ابژه را آنی مینگرند و در ذهن خود آنرا تبدیل به سوژهٔ اثر خود میکنند و بر روی بوم نقاشی را رسم میکنند، اما اینجا تفاوتی را چه از لحاظ فرم و شکل و به وجود آمدن اثر و چه از لحاظ مضمون که در ادامه به این مقوله خواهیم پرداخت، را با سبکهای ما قبل خود به خصوص رئالیسم (تأکید بر رئالیسم به دلیل تأثیر این سبک در ادبیات و حتی فلسفه است) را شاهدیم.
هرقدر که در سبک رئالیسم به ابژه بها داده میشد و سعی بر آن بود تا قلم نقاش وفادار و تسلیم ابژه باشد و حتی به قول استادان این سبک؛ نقاشی رئالیستی در نگاه اول مانند عکس به نظر آید، در امپرسیونیسم سعی گشته بر نقش مدرک (درک کننده، هنرمند) تأکید شود زیرا بنابه نگرش جدید آن زمان، پیرامون واقعیت و درک فرد از جهان هستی، که پایه گذار پدیدار شناسی در فلسفه و آرای هوسرل و بعدها، هایدگر نیز است، ابژهها و مدرکها ماهیت خود یا هستندگی شان را مرهون مدرک یا آن ذهن درک کننده است. امپرسیونیسم از دید ادبی موضوع داستان یا حکایت و یا گزارش نویسی وتجدید خاطره از راه نقش است ودر اصل بیانی است ضد رمانتیک وبه معنای مبتذل شدن و از کف دادن همهٔ صفات قهرمانی یا همان خیزش اسطوره ایی، در نتیجه هر انسانی درک ویژه و خاصی را از جهان هستی دارد، مثلاً هنگامی که من یک لیوان را میبینم، آن لیوان برای من وجود دارد و حقیقت پیدا میکند. و زمانی که من آن را نمیبینم و ندیده باشم از حیث وجود برای من خارج میشود. پس به نوعی رابطهٔ دیالکتیک بین سوژه (هنرمند) و ابژه (اثر هنری) برقرار میشود، پس بنا به همین اصل که در فلسفهٔ پدیدار شناسی قاعده است، هنرمند امپرسیون با توجه به جهان ذهنی خود و ابژه را در ذهن خود میآفریند، نه از چشم خود به مانند دوربین عکاسی. در نتیجه حاصل آثاری مانند امپرسیون ” طلوع خورشید ” اثر مونه میشود که در نگاه اول غیرشفاف و حتی نامعلوم به نظر میرسد. چون هنرمند پنجرهای که ما از آن به مثابه دریچهای برای نگرستن به واقعیت در اختیار داریم را، بر آن شیشهای کدر قرار میدهد و بنیان نظری این امر هم بر میگردد به نظریهٔ پدیدار شناسی که ذکر شد و همچنین آرای نظرات نسبی گرایی متفکران بعد از نحلهٔ پوزیتویسم وجود دارد و همین طور در آثار امپرسیونیستی (چه در نقاشی و چه در ادبیات) نور سهمی عمده دارد؛ برای مثال در تابلوی امپرسیون طلوع خورسید شاهدیم پرتوهای نور به گونهای غیرشفاف بر دریا و قایق تابیده است. در پس این تکنیک هم نظریهای وجود دارد که امپرسیونیسم خلق یک انسان به عنوان نوری کمرنگ تر یا چراغی کم سوتر در فضای نورانی خورشید است و در کل میتوان آنرا سبکی باریک بین با گرایشهای موقر، عصبی، حساس و شهوانی و جویای موضوعات ظریف و مطبوع دانست، البته پر واضح است که هنرمند خلاق همواره از نظریه زمان خود جلوتر است و قاعدتاً او این نظریات را نخوانده که بعد هنرش را خلق کند و البته بر کسی پوشیده نیست که هنرمند امروز و هنرمندان معاصر جهان غرب بی خبر از نظریه و مطالعه نیستند، اما هنرشان در به اصطلاح جلوتر از زمان خویش بودن است و این امر دربارهٔ کلود مونه کاملاً صادق است زیرا در ابتدا که او آثارش را در سال ۱۸۷۴ پاریس به نمایش گذاشت مورد بی مهری و عتاب منتقدان و دوستداران هنر قرار گرفت، اما رفته رفته همگان بر ارزش کار او واقف گشتند آن چنان که اورا به عنوان یکی از پدران سبک امپرسیونیسم میشناسند. دربارهٔ مقوله نور این نکته شایان ذکر میباشد، که آیا نور ماهیتش ذره است یا موج و یا هر دوی آنها؟ از آنجا که درک ما از جهان ابژهها به واسطهٔ نور است، هنگامیکه خود نور ماهیتش در نزد صاحب نظران تبیین کنندهاش مورد مناقشه است، پس ماهیت ابژههای تحت تأثیر آن چقدر نسبی خواهد بود؟ حال در مییابیم که سبک امپرسیون و ناشفاف بودن نور و انعکاس آن در کل سوژههای خلق شده این آثار بر چه پایه و اساسی است و هنرمند که از زمانه خود جلوتر است، خلاقیتش هم بنا به این امر است، این نظرات را در اثر خود به منصهٔ ظهور می رساند.
حال به سبک کار هنرمند امپرسیون در نقاشی میپردازیم؛ نقاش امپرسیون بر خلاف اسلاف گذشتهاش قلموی آغشته به رنگ را به شکل ضربی و کوبهای بر بوم نقاشی میزند و سوژه را خلق میکند و از فضای کارگاهش و و درونیات افسانهای خودش فاصله میگیرد و به طبیعت و قابهای لانگ شات در نقاشی میرسد و این آهنگ دور دیدن اثر امپرسیونیستی و فاصله ما از اثر به مثابه فاصلهٔ هنرمند از طبیعت، اثر را برای ما زیباتر و دلنشین تر میسازد، چون معمولاً امپرسیونیستها در آثارشان نمای باز و به نوعی دور را ترکیب میکنند تا همان گونه که ذکر شد بر ناشفاف بودن واقعیت و همینطور نسبی بودن آن در مضمون آثارشان تأکیید کنند به طوری که در زمان دیدن این آثار در ذهن ما این امر تداعی میشود که انگار یک فضای مه آلود حد فاصل ما و جهانی است که به تصویر (سوژه تابلو) در آمده است. ادبیات امپرسیونیسم نسبتاً زود رابطهٔ خود را با ناتورئالیسم، پوزیتویسم و ماتریالیسم (ماده گرایی) میگسلد و تقریباً از همان آغاز قهرمان آن واکنش کمال گرایانهای میشود که نقاشی پس از انحلال امپرسیونیسم بیان میکند. کلود مونه در هنرش از زمانه خود جلوتر بود (به مانند دیگر هنرمندان هم عصر خودش) و سبکی که به وجود آورد الهام بخش بسیاری از شاعران و نویسندگان قرن بیستم شد. از داستانهای کوتاه فاکنر گرفته تا اشعار سیلویو پلات، و همین طور در آثار نویسندگان و شاعران وطنی که نمونه بارز آن را میتوان در اشعار سهراب سپهری و برخی از آثار احمد شاملو یافت. یا داستانهای کوتاه گلشیری نیز این امر کاملاً به چشم میآید و جالب اینجاست که خود سپهری نیز نقاش سبک امپرسیون بود و در اشعارش هم این حالت مه گرفتگی و خیالی نیز کاملاً مشهود بود؛ مانند شعر مسافر، که در آن فضای غریب و مه آلود در سرتاسر شعر به چشم میخورد. پس هنگامی که ما از آثار کلود مونه و سبک امپرسیون صحبت میکنیم و آنرا مورد بررسی قرار میدهیم به یکی از بنیانی ترین نظریههای هنری و فلسفی که نحلههای مختلف (فلسفی و هنری) در قرن بیستم به آن پرداختند روبرو میشویم. از پدیدارشناسی در فلسفه تا اشعار و داستانهای کوتاه در ادبیات مدرن و حتی سبک کوبیسم و سورئالیسم در نقاشی، البته از لحاظ نسبی گرایی نه از لحاظ دید و زمان و مکان.
محتوای نهایی همهٔ انواع امپرسیونیسم یعنی انطباق چیزهای نزدیک و دور، غرابت چیزهای نزدیکتر و غالب چیزهای روزمره که باید با فاصلهای خاص و تقریباً ناملموس واقعیت آن را درک کردو حیرت انگیز ترین بخش امپرسیونیسم قبول آن توسط روسیه و پیدایش نویسندهای چون آنتوان چخوف است که خلوص ناب امپرسیونیستی در آثارش دیده می شودولی خالصترین بیان ناب امپرسیونیست را میتوان در آثارو فلسفهٔ برگسون و روشنترین و گویا ترین آن را در آثار پروست میتوان دیدو در واقع امپرسیون فریادی بود که به دولت فرانسه هشدار داد و آن را از پذیرفتن میراثی عظیم باز داشت.
یک تراس خانوادگی رو به دریا
مونه در تابستان ۱۸۶۷ باغی در سنتآدرس، نزدیک لو آور، را نقاشی کرد. چهار پیکره در تراس حضور دارند و دریا، کشتیها، گلها و پرچمها پشت سر آنها گسترده شدهاند. صحنه در ظاهر یک روز تفریحی و خانوادگی است، اما ساختار دقیق تصویر نشان میدهد که هنرمند چگونه فضای مدرن، نور و رنگ را پیش از تثبیت کامل امپرسیونیسم تجربه میکرد.
مونه در آستانه امپرسیونیسم
کلود مونه در دهه ۱۸۶۰ هنوز با مشکلات مالی و پذیرش رسمی روبهرو بود، اما علاقهاش به نقاشی در فضای باز و ثبت نور لحظهای شکل گرفته بود. او بعدها یکی از چهرههای اصلی امپرسیونیسم شد و نام این جنبش نیز از اثر «برداشت، طلوع آفتاب» او گرفته شد. سنتآدرس برای مونه مکانی آشنا بود، زیرا خانوادهاش در ناحیه لو آور زندگی میکردند.
ترکیببندی و تأثیر چاپهای ژاپنی
سطح تصویر به نوارهای تقریباً افقی باغ، دریا و آسمان تقسیم شده و میلههای پرچم خطوط عمودی قدرتمندی ایجاد میکنند. زاویه دید نسبتاً بالا و سطوح رنگی تخت، اغلب با علاقه مونه و دیگر هنرمندان فرانسوی به چاپهای ژاپنی مقایسه میشود. پرچمهای فرانسه و احتمالاً اسپانیا یا نشانههای دریایی، صحنه را به جهان تجارت و تفریح ساحلی پیوند میدهند.
نور، رنگ و ضربه قلم
گلهای سرخ و زرد در پیشزمینه با آبی دریا و آسمان تضاد دارند. لباسهای سفید و روشن، نور مستقیم خورشید را منعکس میکنند و سایهها به جای سیاه، با آبی و بنفش ساخته شدهاند. ضربههای قلم هنوز از آثار متأخر مونه منظمتر و جزئیترند، اما علاقه به نور گذرا و رنگ خالص بهوضوح دیده میشود.
موضوع مدرنیته و فاصله اجتماعی
پیکرهها در کنار یکدیگرند، اما هر کدام به جهتی متفاوت نگاه میکنند و ارتباط مستقیم کمی دارند. باغ مرتب، صندلیها و لباسها نشانه طبقه متوسط مرفه و فرهنگ تفریح ساحلیاند. در دوردست، کشتیهای بخار و بادبانی حضور صنعت و تجارت را وارد صحنه میکنند. بنابراین اثر هم طبیعت و هم زندگی مدرن سده نوزدهم را ثبت میکند.
محل نگهداری و اهمیت اثر
این نقاشی با عنوان «باغ در سنتآدرس» در موزه متروپولیتن نیویورک نگهداری میشود. اثر پلی میان نقاشی واقعگرایانهتر جوانی مونه و آزادی رنگی امپرسیونیسم است. برای مونتاژ، پرچمها، پیکرهها و نوار گلها بهترین آغازند؛ سپس دریا و آسمان تکمیل میشوند. تکرار آبیها چالش اصلی است، اما جهت قلم و خط افق کمک میکند.
چگونه اثر را عمیقتر بخوانیم
برای دیدن این تصویر تنها به سوژه اصلی اکتفا نکنید. فاصله پیکرهها، جهت نگاه، انتخاب مصالح یا لباس، نسبت بخشهای روشن و تاریک و شیوه هدایت چشم همگی بخشی از معنای اثرند. در آثار تاریخی باید میان اطلاعات مستند و تفسیر شخصی تفاوت گذاشت؛ در آثار معاصر نیز نام تجاری لزوماً داستان کامل هنرمند نیست. فرایند مونتاژ فرصت میدهد این لایهها به ترتیب آشکار شوند: نخست ساختار، سپس رنگ و در پایان نشانههای روایی. همین مشاهده آهسته، اثر را از یک تصویر زیبا به موضوعی برای مطالعه سبک، زمانه و نگاه خالق آن تبدیل میکند.
برای مشاهده تمام محصولات این برند روی باکس زیر کلیک کنید
قبل از خرید حتما بخوانید:
- با توجه به ماهیت کالای عرضه شده (پازل چیدهنشده) پس از تحویل سفارش، تعویض یا مرجوعی کالا، تحت هیچ عنوان، علت و دلیلی، ممکن نیست.
- ارسال سفارش در شهر تهران، ممکن است تا دو روز کاری پس از تسویه حساب انجام شود، ضمناً شرایط ترافیکی و بارندگی بر آن تاثیر میگذارد.
- تمام تلاش ما به تحویل هر چه سریعتر سفارشها است، با این حال ارسال فوری یا سریع، همیشه ممکن نیست.
- پازل ایران بابت گُم کردن قطعات توسط خریداران مسئولیتی ندارد.
- تمام محصولات عرضه شده، اصل و به صورت بستهبندی اصلی فروخته میشوند و احتمال کم یا ناقص بودن قطعات وجود ندارد.
- پازل ایران در مورد کالای فروخته شده در سایر فروشگاهها مسئولیتی ندارد.
- پازل ایران یک فروشگاه اینترنتی است و هیچگونه شعبه، نمایندگی، مرکز فروش و فروشگاه حضوری و فیزیکی ندارد.
- امکان خرید حضوری وجود ندارد؛ پازلایران فروشگاه اینترنتی است.
- روند سفارشگذاری و فروش آنلاین تنها از طریق سایت puzzleiran.com صورت می گیرد و شماره تلفنهای اعلام شده، آدرسها یا سایتهای دیگر به این فروشگاه مرتبط نیستند؛ پازلایران تعهد یا مسئولیتی در قبال محصولات یا خدمات آنها نخواهد داشت.
- تبدیل عکس به پازل توسط ما انجام نمیشود.
- به قیمت ها دقت کنید. تمامی قیمت ها به تومان و مقطوع است.
- پازل ها دارای راهنما، نقشه،شماره، حروف، ورقه زیرین، صفحه زیرین و ... نیستند و تنها عکس روی جعبه کمک کننده خواهد بود. (بعضی پازلها دارای پوستر بزرگتر هستند)
- به ابعاد نوشته شده دقت کنید و در نظر بگیرید که پازل را کجا چیده و تابلوی چیده شده آن را کجا استفاده خواهید کرد.
- پس از ارسال سفارش امکان تعویض یا کنسل کردن وجود ندارد.
- به هیچ عنوان در محل تحویل امکان تسویه حساب وجود ندارد و تمامی پرداختها باید از طریق سایت انجام گرفته باشد.
خرید از پازلایران از هر طریقی به معنی مطالعه قوانین درج شده در بخش قوانین سایت و قبول شرایط آن است.















زیاد بودن تعداد قطعاتش برام سخت بود ولی خیلی زیبا شد پس از اتمام
یکی از آثار زیبای مونه محسوب می شه